تبليغاتX
.

.
 
قالب وبلاگ

سید ابن طاووس؛سید رضى الدین، على بن موسى بن جعفر بن طاووس، از نوادگان امام حسن مجتبى و امام سجاد علیهماالسلام در روز 15 محرم سال 589 هجرى در شهر حله به دنیا آمد.

جد هفتم ایشان، محمد بن اسحاق، که به خاطر زیبایى و ملاحتش به طاووس مشهور شده بود از سادات بزرگوار مدینه محسوب مى‏شد.پدر او، موسى بن جعفر نیز، از روات بزرگ حدیث است که روایات خود را در اوراقى نوشته بود و بعد از او فرزندش آنها را جمع آورى نموده و با نام «فرقة الناظر و بهجة الخاطر مما رواه والدی موسى بن جعفر» آن را منتشر نمود. مادر او نیز دختر ورام بن ابى فراس، از بزرگان علماى امامیه بود. مادر پدرش نیز نوه شیخ طوسى مى‏باشد و به همین خاطر سید گاهى مى‏گوید:«جدی ورام بن أبی فراس»   و گاهى مى‏گوید:  «جدی الشیخ الطوسی». برادرها و برادرزاده‏ها و فرزندان او نیز از علماى بزرگوار شیعه بوده‏اند


ادامه مطلب
[ یکشنبه 1390/09/20 ] [ 13:19 ] [ فرازی ] [ ]

مخـتار زمانی که تصمیم بر نابودى قاتلان امام حسین(علیه السلام) گرفت، گفت: «دین ما به ما اجازه نمى‌دهد که بگذاریم کسانى که حسین(علیه السلام) را کشته‌اند در این دنیا، با امنیت و آسایش زندگى کـنـنـد، آنگـاه در حقیقت، من ناصر و خونخواه آل محمد(صلی الله علیه و آله) نیستم، بلکه کذّاب خواهم بود. براى دستیابى بر آن جانیان، از خدا کمک مى‌طلبم و خداى را سپاسگـزارم کـه مـرا شـمـشیرى بر سر آنان قرار داده و نیزه‌اى که بر آنان وارد خواهد شد و انتقام گیرنده آنان که حق اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) را بگیرم و بر خداوند حق است که آنان را که دستشان به خـون اهـل بـیـت پیامبر آغشته شده به قتل برساند و آنان که حق خاندان پیامبر را نادیده گـرفته‌اند خوار و ذلیل کند. پس آنان را به من معرفى کنید تا تعقیبشان کنم و ریشه آنان را برکنم.

مختار همه همت خود را براى این هدف مقدّس، کـه هـدف اصـلى قـیـام او بـود، بـه کـار برد.(1) موسى بن عامر مى‌گوید: «مختار فرمان داد که قاتلان امام حسین(علیه السلام) را تعقیب کنید و مى‌گفت: بـه خدا قسم، آب و خوراک بر من ناگوار است تا این که زمین را از لوث وجود آن ناپاکان پاک سـازم.»(2) بـنـابراین، عده‌اى به صورت گروهى و عده‌اى نیز فرد فرد به دست انتقام و عدالت سپرده شدند و به جزاى اعمال ننگین خود رسیدند.


ادامه مطلب
[ یکشنبه 1390/09/20 ] [ 13:15 ] [ فرازی ] [ ]

السلام  علیک یا ابا عبد الله

 سلام بر حسین! 

سید و سالار شهیدان، سید اولیاء و شقایق سرخ روئیده در نینوا

 سلام بر حسین! 

نور دیده بندگان خدا، گلبوته سرخ باغستان سبز توحید،

شعر معروف محتشم کاشانی (سدهٔ ۱۰ قمری) در رثای واقعه کربلا که اینگونه آغاز می‌شود:

باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است؟
باز این چه رستخیز عظیم است؟ کز زمین
بی نفخ صور، خاسته تا عرش اعظم است
این صبح تیره باز دمید از کجا کزو
کار جهان و خلق جهان جمله در هم است
گویا طلوع می‌کند از مغرب آفتاب
کآشوب در تمامی ذرات عالم است
گر خوانمش قیامت دنیا، بعید نیست
این رستخیز عام، که نامش محرم است
[ سه شنبه 1390/09/15 ] [ 13:46 ] [ فرازی ] [ ]
یک ذکر برای رفع گرفتاری و دردو غم در این شب آمده که دوست دارم شما هم به یاد ابالفضل (ع) این ذکر را بر زبان بیارید .  

یا کاشف الکرب عن وجه الحسین اکشف کربی به حق اخیک الحسین (ع)

(133 بار تکرار کنید )

http://rezaedu.persiangig.com/image/Hossein.png

[ یکشنبه 1390/09/13 ] [ 18:11 ] [ فرازی ] [ ]
اغلب به اشتباه وقتی می‌خواهیم از بزرگی حماسه‌ی زنان کربلا یاد کنیم می‌گوییم کاری مردانه کردند. حال آنکه عظمت حماسه‌ی زنان عاشورایی در زنانه‌بودن حماسه‌ی آنهاست و همه‌ی لطفش هم به همین‌است…

http://www.academyhonar.com/images/TV/mokhtar6.jpg

در بین اصحاب عاشورایی سیدالشهدا علیه السلام برای من و شاید برای خیلی‌ها، داستان زهیربن قین از جذاب‌ترین داستان‌هاست.

داستان مردی که از دعوت سیدالشهدا علیه السلام خبر داشت و علیرغم عثمانی مذهب بودنش، به حقانیت امام و باطل بودن دستگاه جور معترف بود؛ اما نمی‌خواست به قافله‌ی عاشورائیان بپیوندد

در بین اصحاب عاشورایی سیدالشهدا علیه السلام برای من و شاید برای خیلی‌ها، داستان زهیربن قین از جذاب‌ترین داستان‌هاست.

فرق زهیر با خیلی‌های دیگر که دعوت امام را می‌شنیدند در این بود که آنها هنوز تصمیم نگرفته بودند که حسینی باشند اما زهیر، تصمیم گرفته بود که حسینی نباشد.


ادامه مطلب
[ پنجشنبه 1390/09/10 ] [ 20:36 ] [ فرازی ] [ ]

تصوير مرگ

امام حسین (ع): اگر مردم مرگ را باور می كردند و آنرا به همانگونه كه هست به

نظر می آوردند دنيا ويران می گشت.

خوف از خدا

. به امام حسين(ع) عرض شد بيم تو از پروردگارت چه فراوان است؟

فرمود: در روز قيامت جز آنكس كه در دنيا خوفِ خدا داشته، كسی ايمن

 نيست.

ناتوان ترين مردم

امام حسین (ع): ناتوان ترين مردم کسی است که از دعا کردن واماند و

 بخيل ترين مردم کسی است که از سلام کردن واماند. 

كم‌خردي

امام حسین (ع): عجله‌ كردن‌، كم‌خردی‌ است.


ادامه مطلب
[ پنجشنبه 1390/09/10 ] [ 20:13 ] [ فرازی ] [ ]
اول کسی که بنایی را بر قبر امام حسین(ع) بنا کرد مختار بود. از همان سال61، معجزات از قبر آقا امام حسین(ع) شروع شد. در یک کتابی به نام نوادر علی ابن اثبات، ایشان از اصحاب امام صادق(ع) است. در کتابشان که به عنوان یک اصل معرفی شده است می نویسند زنان بسیاری به زیارت سیدالشهدا(ع) رفتند. حتی آمار می دهد که در همان سال اول شهادت صدهزار زن عقیم و نازا به زیارت امام حسین(ع) رفتندکه خدا توفیق بچه دار شدن را به آنها کرامت کرده است. از همان زمان این مرقد شریف معجزات و نور افشانی داشته است تا به امروز که زائران به مرقد پاک مطهر امام حسین(ع) و ائمه معصومین(ع) و همینطور مرقد پاک ابوالفضل العباس(ع) می روند.


ادامه مطلب
[ پنجشنبه 1390/09/10 ] [ 20:11 ] [ فرازی ] [ ]

ابى حمزه ثمالى فرمود :در اواخر سلطنت بنى مروان اراده زیارت آقا ابى عبداللّه الحسین (ع )را نمودم و پنهانى از اهل شام خود را به كربلا رساندم در گوشه اى پنهان شدم تا اینكه شب از نیمه گذشت پس بسوى قبر شریف روانه شدم تا آنكه نزدیك قبر مقدس و شریف رسیدم. ناگهان مردى را دیدم كه بسوى من مى آید و گفت خدا ترا اجر و پاداش دهد برگرد زیرا به قبر شریف نمى رسى من وحشت زده و ترسان مراجعت كردم و در گوشه اى دوباره خود را پنهان كردم تا آنكه نزدیك طلوع صبح شد باز به جانب قبر روانه شدم و چون دوباره نزدیك شدم باز همان مرد آمد و ممانعت كرد و گفت به آن قبر نمى توانى برسى. به او گفتم عافاك اللّه چرا من به آن قبر نمى رسم و حال اینكه از كوفه به قصد زیارت آن حضرت آمده ام بیا بین من و آن قبر حائل نشو، زیرا من مى ترسم كه صبح شود و اهل شام مرا ببینند و مرا در اینجا به قتل برسانند، وقتى این حرف را از من شنید گفت یك مقدار صبر كن چون حضرت موسى بن عمران (ع )از خداى خود اجازه گرفته كه به زیارت آقا سید الشهداء (ع) بیاید و خدا به او اجازه داده و با هفتاد هزار ملائكه به زیارت آقا آمده اند و از اول شب تا به حال در خدمت قبر شریف هستند و تا طلوع صبح كنار قبر هستند و بعد به آسمان عروج مى كنند. ابوحمزه ثمالى گوید از آن مرد پرسیدم كه تو كیستى ؟


ادامه مطلب
[ پنجشنبه 1390/09/10 ] [ 20:7 ] [ فرازی ] [ ]
مرحوم ((محدث نورى )) در ((دارالسلام )) از مرحوم ((سيد محمد باقر سلطان آبادى )) نقل مى كند كه در بروجرد به چشم درد مبتلا شدم ، به نحوى كه همه اطباى شهر از معالجه آن عاجز شدند. لذا مرا به سلطان آباد (اراك ) آوردند، ولى اطباى آن جا هم نتوانستند من را معالجه كنند و درد چشم آرامش در روز و استراحت در شب را از من گرفته بود، يكى از رفقا كه عازم كربلا بود، پيشنهاد كرد كه همراه او به كربلا جهت استشفاء بروم ؛ ولى اطباء مى گفتند: اگر راه بروى به كلى بينايى خود را از دست مى دهى .
باز يكى ديگر از دوستان كه عازم كربلا بود گفت : شفاى تو در اين است كه خاك كربلا را سرمه چشم كنى .
لذا همراه او حركت كردم اما به منزل دوم كه رسيدم درد چشم شدت كرد و همه مرا ملامت كردند و گفتند. بهتر است كه برگردى .


ادامه مطلب
[ پنجشنبه 1390/09/10 ] [ 20:3 ] [ فرازی ] [ ]
[ پنجشنبه 1390/09/10 ] [ 19:53 ] [ فرازی ] [ ]
روز عاشوراء بین دو لشكر حقّ و باطل ، آتش جنگ با شدّت تمام شعله ور بود.اسامى شهداى کربلا از یاران حسین (ع) طبق روایاتى که نگارنده از لابلاى کتب تاریخ به دست آورده ام از بنى هاشم و غیر بنى هاشم بدین شرح ذکر شده است:
فرزندان امیر المؤمنین (ع) :
1ـ ابو بکر بن علی (که شهادت وى با شک و تردید ذکر شده است.)
2ـ عمر بن على
3ـ محمد الاصغر بن على
4ـ عبد الله بن على
5ـ عباس بن على
6ـ محمد بن العباس بن على
7ـ عبد الله بن العباس بن على
8ـ عبد الله الاصغر
9ـ جعفر بن على
10ـ عثمان بن على


ادامه مطلب
[ پنجشنبه 1390/09/10 ] [ 19:51 ] [ فرازی ] [ ]


زیارت کربلای معلی ، بارگاه
 ملکوتی حضرت امام حسین علیه السلام

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین (ع)








[ پنجشنبه 1390/09/10 ] [ 19:32 ] [ فرازی ] [ ]


زیارت از راه دور علمدار کربلا حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام

السلام علیک یا ابوالفضل العباس (ع)



[ پنجشنبه 1390/09/10 ] [ 19:25 ] [ فرازی ] [ ]

القاب آن حضرت و آنچه از صفات بلند در وجودش بود، بر علوّ ذات وي دلالت دارد و آنها عبارتند از:
1 - شهيد.
2 - طيّب.
3 - سيّد شباب اهل الجنّه (سرور جوانان اهل بهشت).
4 - سبط (1) به اعتبار فرمايش پيغمبر صلي الله عليه و آله که فرمود: «حسين، سبطي از اسباط است» (2) .
5 - رشيد.
6 - وفي (وفادار).
7 - مبارک.
8 - التابع لمرضاة اللَّه (پيرو رضاي خدا) (3) .
9 - الدليل علي ذات اللَّه (دليل و راهنما برذات حق).
10 - مطهر.
11 - برّ (نيکوکار).
12 - احد الکاظمين (يکي از فرو خورندگان خشم) (4) .

 


ادامه مطلب
[ پنجشنبه 1390/09/10 ] [ 19:5 ] [ فرازی ] [ ]

در سال 61 هجرى تلخ تريـن فاجعه تاريخ انسانـى به وقـوع پيـوست, روز عاشـورا بـود كه بهتريـن خلق به همـراه بهتـريـن نزديكان و بهترين اصحاب و بهتـرين مسلمانان در سرزمينـى كه به واسطه ايـن بهتـرينها, بهتـريـن شـد, شـربت شهادت را در عطـش وصــال دوست, سركشيدند.


ادامه مطلب
[ پنجشنبه 1390/09/10 ] [ 18:58 ] [ فرازی ] [ ]

روز دهم روز شهادت اَبُاعَبْداللّهِ الحُسَيْن عليه السلام و روز مصيبت و حزن ائمّه اطهارعَليهمُ السلام و شيعيان ايشان است و شايسته است كه شيعيان در اين روز مشغول كارى از كارهاى دنيا نگردند و از براى خانه خود چيزى ذخيره نكنند و مشغول گريه و نوحه و مصيبت باشند و تعزيت حضرت امام حسين عليه السلام را اقامه نمايند و به ماتم اشتغال نمايند به نحوى كه در ماتم عزيزترين اولاد و اَقارب خود اشتغال مى نمايند و زيارت كنند آن حضرت را به زيارت عاشوراء كه بعد از اين بيايد انشاءالله تعالى و سعى كنند در نفرين و لعن بر قاتلان آن حضرت و يكديگر را تعزيت گويند در مصيبت آن جناب و بگويند:

اَعْظَمَ اللّهُ اُجُورَنا وَاُجورَكُمْ بِمُصابِنا بِالْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلامُ

بزرگ گرداند خدا پاداش ما و شما را در سوگواريمان براى حسين عليه السلام


ادامه مطلب
[ پنجشنبه 1390/09/10 ] [ 18:57 ] [ فرازی ] [ ]

نام پدر : حضرت امیرالمومنین علی بن ابیطالب (ع)

نام مادر : حضرت فاطمه زهرا (س)

ناریخ ولادت :  روز پنجم جمادی الاولی سال پنجم یا ششم هجری قمری

محل تولد : مدینه

کنیه : ام الحسن و ام الکلثوم

القاب : صدیقه الصغری، عصمة الصغری، ولیه الله العظمی ، ناموس الکبری ، شریکةالحسین (ع) ، کامله ، فاضله و...

همسر : عبدالله فرزند جعفر بن ابیطالب

تعداد فرزندان : 3 پسر ( علی ، عون ، جعفر ) و1 دختر ( ام الکلثوم )



ادامه مطلب
[ پنجشنبه 1390/09/10 ] [ 18:51 ] [ فرازی ] [ ]

تعالی روحی و شخصیتی حضرت زینب بعد از واقعه کربلا   

در حماسه حسینی آن کسی که بیش از همه این درس را آموخت و بیش از همه این پرتو حسینی بر روح مقدس او تابید، خواهر بزرگوارش زینب سلام الله علیها بود. راستی که موضوع عجیبی است، زینب با آن عظمتی که از اول داشته است و آن عظمت را در دامن حضرت زهرا (س) و از تربیت علی علیه السلام بدست آورده بود، در عین حال زینب بعد از کربلا، با زینب قبل از کربلا متفاوت است، یعنی زینب بعد از کربلا یک شخصیت و عظمت بیشتری دارد.


ادامه مطلب
[ پنجشنبه 1390/09/10 ] [ 18:48 ] [ فرازی ] [ ]

امام عليه السلام به سوي خانواده اش بازگشت تا آخرين وداع را با آنان داشته باشد، در حالي که از زخمايش، خون جريان داشت، به بانوان حريم رسالت و آزاد زنان سراي وحي، سفارش نمود که چادرهاي خود را بپوشند و براي بلا آماده شوند و آنان را به صبر و تسليم در برابر قضاي الهي دستور داد و فرمود:
«براي بلا، آماده باشيد و بدانيد که خداوند شما را حمايت و محافظت مي کند و از شرّ دشمنان، نجات مي دهد و عاقبت کار شما را به خير مي گرداند، دشمن، شما را به انواع عذابها گرفتار مي سازد و به جاي اين مصيبت، انواع نعمتها و کرامتها را به شما عوض مي دهد، پس شکايت نکنيد و به زبان چيزي مگوييد که از ارزش شما بکاهد».


ادامه مطلب
[ پنجشنبه 1390/09/10 ] [ 18:42 ] [ فرازی ] [ ]
سپاه ابن سعد، زشت ترين گناهان و فجيع ترين جنايات را مرتکب شدند، با سنگدلي به سوي جسد امام بزرگ، شتافتند و به غارت کردن جنگ افزار و جامه هاي او پرداختند. شخصي از بني نهشل، شمشير آن حضرت را برد (1) که شمشير حضرت پيامبر صلي اللَّه عليه و آله به نام «ذوالفقار» بود. (2) «قيس بن اشعث» که از فرماندهان سپاه بود، حوله ي آن حضرت را که از خز بود، برد که بر او خرده گرفتند و «قيس القطيفه» ناميده شد.

 


ادامه مطلب
[ پنجشنبه 1390/09/10 ] [ 18:40 ] [ فرازی ] [ ]

خداوند! آن گروه جنايتکاري که پليدترين افراد روي زمين و فرومايگاني ناپاک بودند به سوي آن حضرت، از هر سوي حمله آوردند و با شمشيرها و نيزه ها بر او ضربه ها مي زدند. «زرعة بن شريک تميمي» بر کف دست چپ حضرت، ضربه اي زد و فرومايه ي ديگري بر شانه اش ضربه اي وارد کرد، از کينه توزترين دشمنان نسبت به حضرت، «سنان بن انس» بود که گاهي با شمشير به آن حضرت ضربه اي مي زد و گاهي با نيزه بر او حمله مي برد و به اين کار خود افتخار مي کرد و آنچه را که با آن حضرت انجام داده بود براي حجاج تعريف مي کرد و افتخارکنان مي گفت: «با نيزه بر او کوبيدم و با شمشير، قطعه قطعه اش کردم!!».



ادامه مطلب
[ پنجشنبه 1390/09/10 ] [ 18:37 ] [ فرازی ] [ ]

موکب امام به «شراف» رسيد، در آنجا چشمه ي آبي وجود داشت، امام به جوانانش دستور داد تا آب بگيرند و فراوان هم بگيرند، آنان چنين کردند و سپس قافله به راه افتاد و صحرا را در مي نورديد که ناگهان يکي از ياران امام تکبير گفت.امام از اين کار در شگفت شد و به او فرمود: «براي چه چيزي تکبير گفتي؟».
- نخلها را ديدم.
مردي از ياران امام که راه را قبلاً رفته و با آن آشنا شده بود، به وي گفت: «در اينجا نخلي وجود ندارد، آنچه مي بيني نيزه ها و گوشهاي اسبان هستند».
امام قدري تأمل نمود و فرمود: «من نيز آنرا مي بينم» امام دانست آنها پيشقراولان سپاه دشمن هستند که براي جنگ با وي آمده اند، پس به يارانش فرمود:«آيا پناهگاهي نداريم که به آن پناه بريم و آنرا پشت سر خود قرار دهيم و تنها از يک طرف با دشمن روبه رو گرديم؟».


ادامه مطلب
[ پنجشنبه 1390/09/10 ] [ 18:33 ] [ فرازی ] [ ]

امام، در شب جمعه، سه شب از شعبان گذشته به مکه رسيد (1) و در خانه عباس بن عبدالمطلب (2) ، رحل اقامت افکند، مردم مکّه استقبال شاياني از آن حضرت به عمل آوردند و هر صبح و شب نزد آن حضرت مي رفتند و احکام دين و احاديث پيامبرشان را از او مي پرسيدند.
«ابن کثير» مي گويد: «مردم در مکّه به سوي او مي رفتند، در اطرافش مي نشستند و سخنش را مي شنيدند و از آنچه مي شنيدند، بهره مي بردند و آنچه را از او روايت مي کردند، مي نوشتند» (3) .
امام با جاذبه معنوي خود، دلها را به خود جلب مي کرد و قلبها را به سوي خود مي کشيد، مردم به دور او حلقه زدند تا جانهاي خود را از آب گواراي علومش که ادامه علوم جدش، پرتو افکنده علم و نور در زمين بود، سيراب کنند.

 


ادامه مطلب
[ پنجشنبه 1390/09/10 ] [ 18:31 ] [ فرازی ] [ ]

نقش نگين انگشتر امام حسين علیه السلام

آن حضرت، دو انگشتري داشته؛ يکي از آنها عقيق بوده که بر آن «ان اللَّه بالغ امره» (1) نقش شده بود و ديگري همان است که در روز شهادتش، به غارت برده شد و بر آن نوشته شده بود: «لا إله إلّا اللَّه عدد لقاء اللَّه» و وارد شده است: «هر کس مانند آن، انگشتر خود سازد، براي او مانعي از شيطان خواهد بود» (2) .

 


ادامه مطلب
[ پنجشنبه 1390/09/10 ] [ 18:22 ] [ فرازی ] [ ]

در چهره امام حسين عليه السلام نشانه هاي جدش، پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله آشکار شد؛ زيرا در اوصاف خود همانند آن حضرت بود و در اخلاقي که پيامبر به آنها بر ديگر پيامبران، امتياز يافت نيز همانند وي گرديد.
«محمد بن ضحاک» اورا توصيف نموده گفت: «بدن حسين، شبيه بدن پيامبر خدا صلي الله عليه و آله بود» (1) .
و گفته شده: «از ناف تا پاهايش، شبيه پيامبر صلي الله عليه و آله بود» (2) .
و حضرت امام علي عليه السلام فرمود: «هرکس دوست دارد که به شبيه ترين مردم به پيامبر خدا صلي الله عليه و آله ما بين گردن و دهان آن حضرت بنگرد، به حسن نگاه کند و هرکس دوست دارد که به شبيه ترين مردم به رسول خدا صلي الله عليه و آله از گردن تا قوزک پا نگاه کند، از نظر خلقت و رنگ، به حسين بن علي بنگرد...» (3) .


ادامه مطلب
[ پنجشنبه 1390/09/10 ] [ 18:21 ] [ فرازی ] [ ]

امام حسين عليه السلام در دل، اندوهي فراوان و غمي جانکاه داشت از آن که جايگاه پدرش را غصب نموده بود و اين امر، عنصري از عناصر ناخرسندي و دل آزردگي براي آن حضرت به وجود آورد و با آگاهي تمام، احساس تلخکامي مي نمود در حالي که در سن و سال آغازين خود بود.
مورخان مي گويند: روزي عمر بالاي منبر به خطبه مشغول بود که ناگهان حسين را ديد که به سوي او از منبر بالا مي رفت و فرياد بر مي آورد: «پايين بيا، از منبر پدرم پايين بياوبه سوي منبر پدرت برو».
عمر مبهوت شد و حيرت بر او مستولي گشت و گفته اش را تصديق کرد و گفت: «راست گفتي، پدرم منبري نداشته است».
پس اورا گرفت و در کنار خويش نشاند و شروع کرد به تحقيق درباره اينکه چه کسي اين مطلب را به او دستور داده و به او گفت: «چه کسي تو را ياد داده است؟».
امام فرمود: «به خدا قسم! هيچ کس به من ياد نداده است» (1) .



ادامه مطلب
[ پنجشنبه 1390/09/10 ] [ 18:18 ] [ فرازی ] [ ]

مادر :

 وي آن نهال پاک است از سيده نساء العالمين فاطمه زهرا عليها السلام که خداوند اورا به فضل خويش طاهر گردانيد و او را قرار داد تا از ضلالت، هدايت کند و از تفرقه، به جمع باز آورد... او فاطمه زهراست که اخگري از روح پدر و فيضي از نور او دارد و شعاعهايي از هدايتش که وي محل عنايت و توجه او بود و با هاله اي از بزرگداشت و تقدير دربرش گرفت و دوستيش را بر مسلمين فرض کرد تا جزئي از عقيده و دينشان باشد در حالي که فضيلت و جايگاه عظيمش را در اسلام گسترده ساخت تا الگويي براي زنان امتش باشد.


ادامه مطلب
[ پنجشنبه 1390/09/10 ] [ 18:15 ] [ فرازی ] [ ]

تفسير و احياى اسلام و امر به معروف و نهى ازمنكر

از جمله آثار مهم سياسى - اجتماعى قيام و نهضت حياتبخش حسينى كه به جاى مانده، آشكار ساختن اسلام صحيح و احياى امر به معروف و نهى از منكر بود تا بطلان اسلام انحرافى اموى كه پس از زمان رحلت نبى اكرم (ص) صورت گرفت، روشن شود.

خاندان بنى اميه در تبليغات خود، خويش را از خاندان رسول خدا (ص) قلمداد كرده و اسلام را وارونه به مردم نشان داده بودند و ايشان را در امور دين به ادعاى اينكه اولى الامر واجب الاطاعه هستند در حيرت و سرگردانى گذاشته بودند؛ اما امام حسين (ع) با قيام خود همه اين توطئه‏ها را بهم ريخت و اسلام اموى و دين يزيدى را از اسلام ناب محمدى جدا ساخت، و با نماز خونين خود در ظهر عاشورا، نماز را اقامه كرده عملاً معنا نمود.


ادامه مطلب
[ پنجشنبه 1390/09/10 ] [ 18:13 ] [ فرازی ] [ ]

به دنبال طرح موضوع آگاهی حضرت امام‏حسین (ع) از سرنوشت‏حرکت و نهضت‏خویش و شبهه‏ای که یکی از نویسندگان در تحلیل حرکت‏حضرت و علم ایشان به سرانجام شهادت ایجاد کرده بود و پیرو پرسشهایی که برخی روحانیون در این خصوص از محضر علامه سید محمد حسین طباطبایی «قدس سره‏» کردند، ایشان رساله‏ای کوتاه را در باره علم امام نوشتند و در آن زمان منتشر شد. این رساله همان گونه که آیة‏الله رضا استادی در مجموعه «بیست مقاله‏» که به همت ایشان منتشر شده، آورده‏اند، «در عین اختصار و کوتاهی از اتقان و استحکام فوق‏العاده‏ای برخوردار است.» البته همان نویسنده همان زمان بر این رساله خرده‏گیری کرده و نقد نوشت ولی علامه طباطبایی قدس‏سره با پاسخهای خویش، بر مطالب رساله تاکید ورزیدند. نقد و پاسخ نیز در همین مجموعه، پس از اصل رساله آمده است.
بخش اول این رساله در موضوع علم امام (ع) است که علاقه‏مندان می‏توانند برای مطالعه آن به این مجموعه مراجعه کنند. مرحوم علامه عالی‏مقام، در ادامه رساله با عنوان «نهضت‏سیدالشهدا (ع) و هدف آن‏» به تحلیل کوتاه قیام حضرت (ع) پرداخته‏اند. شخصیت علمی و استحکام تحلیل ایشان که در عین اختصار، نگاشته شده، ما را بر آن داشت که در سرآغاز مقاله‏های این دفتر ویژه نامه متن آن را عینا از مجموعه یاد شده، برای خوانندگان ارجمند بازگو کنیم.

 

 


ادامه مطلب
[ پنجشنبه 1390/09/10 ] [ 18:12 ] [ فرازی ] [ ]

هنگامي که مژده تولد سبط پيامبر اکرم به آن حضرت داده شد، بلا فاصله به خانه بضعه اش فاطمه عليها السلام شتافت، در حالي که قدمهايش را سنگين بر مي داشت و غم و اندوه بر او چيره گشته بود، پس با صدايي گرفته و اندوهناک صدا زد: «اي اسما! پسرم را نزد من بياور».
اسما، وي را به آن حضرت داد. پيامبر اورا در آغوش گرفت و بسيار بر او بوسه زد، در حالي که گريه را سر داده بود. اسما پريشان شد و گفت: «پدر و مادرم فداي تو باد از چه رو مي گريي؟!».
پيامبر صلي الله عليه و آله در حالي که چشمانش از اشک پر بود، به وي پاسخ داد: «بخاطر اين پسرم مي گريم».


ادامه مطلب
[ پنجشنبه 1390/09/10 ] [ 17:9 ] [ فرازی ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

تا که پرسیدم ز قلبم عشق چیست
در جوابم این چنین گفت و گریست
لیلی و مجنون فقط افسانه ایست
عشق در دست حسین بن علیست
...
هفتادو دو مجنون زليلي شده عاقل
هفتادو دو فرهاد به شيرين شده واصل
هيهات که جان گيرد از آنها ملک الموت
جان دست حسين است نه بازيچه قاتل
موضوعات وب
آرشيو مطالب
امکانات وب

بسم الله الرّحمن الرّحیم     اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً.     اللهم صلّ علی محمّد وآل محمّد و عجّل فرجهم     جهت سلامتی و تعجیل در ظهور آقا امام عصر صلوات    التماس دعا    دریافت کد از: شیعه کد